محمد خوانسارى
327
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
يا يك جمله . ايهام عبارت . دوپهلو بودن عبارت Ampliative induction استقراء ناقص Analysis ( / - synthesis ) تحليل Analytic ( / - synthetic ) تحليل Analytic Judgement حكم تحليلى - قضيهء تحليلى Anteriority تقدّم Antinomy تعارض ، تعارض ادلّه Apagogic استدلال از راه خلف ، استدلال به طريق خلف Aphasia تعليق حكم ( در اصطلاح شكّاكان قديم ) Apodictic ضرورى ( در اصطلاح كانت ) Apophantic اخبارى ( در اصطلاح ارسطو ) Aporia 1 - تعارض ادلّه ( در اصطلاح ارسطو ) 2 - در اصطلاح منطقيان جديد : بنبست منطقى ، مسألهء لا ينحلّ منطقى . Apriori « 1 » قبلى ، متقدّم ، ما قبل ، پيشين Argument حجّت ، استدلال ، احتجاج Argumentation 1 - اقامهء حجّت ، حجّت آوردن ، احتجاج 2 - مجموعهاى از حجتها كه همگى به يك نتيجه مىرسند . مثلا وقتى كسى براى اثبات عقيدهاى چهار حجت مختلف اقامه مىكند ، مجموع آن argumetation مىنامند . چهار حجت را Argumentum ad baculum نوعى مغالطه و آن عبارت است از استدلال « a priori » و مقابل آن « a posteriori »
--> ( 1 ) . معنى تا زمان كانت درست مشخص نبوده است . و چنين مىنمايد كه كانت اين دو اصطلاح را به معنى كنونى متداول كرده باشد . « Saint thomas » شناسايىاز نظر سنت تماس « a priori » شناسايى بوسيله علّت است ( لمّى ) و « a posteriori » شناسايى بوسيلهء معلولشناسايى « Tricot » ( انّى ) . ولى اين معانى چنان كه تريكو يادآور شده امروز متروك شده است . و معنى دو اصطلاح مزبور ، همان معنى كانتى آن يعنى قبل از تجربه و بعد از تجربه است .